در فوریه ۲۰۱۳، پلیس لسآنجلس ویدئویی از دوربین آسانسور یک هتل منتشر کرد به این امید که کسی دختر گمشده داخل آن را شناسایی کند. آن ویدئو به یکی از پربازدیدترین و بحثبرانگیزترین ویدئوهای اینترنت تبدیل شد — و دختری که در آن دیده میشد، الیزا لم، به مشهورترین چهره افسانههای هتل سیسیل. اما پشت میلیونها ویو و هزاران نظریه، یک انسان واقعی بود و پروندهای که پاسخش شاید از همان ابتدا در مدارک وجود داشت.
روایت صوتی و کامل این پرونده را در لاگ ۳: هتل جهنمی سیسیل بشنوید.
سفری که به لسآنجلس ختم شد
الیزا لم دانشجوی ۲۱ ساله کانادایی از ونکوور بود؛ باهوش، اهل نوشتن، و صاحب وبلاگی که در آن صادقانه درباره زندگی با اختلال دوقطبی مینوشت. ژانویه ۲۰۱۳ او به سفری انفرادی در ساحل غربی آمریکا رفت — سندیگو، لسآنجلس و بعد قرار بود سانتا کروز. در لسآنجلس، اتاقی در هتل سیسیل گرفت؛ انتخابی که احتمالاً فقط بهخاطر قیمت ارزانش بود.
الیزا هر روز با خانوادهاش تماس میگرفت. ۳۱ ژانویه، روزی که قرار بود از شهر خارج شود، تماسها قطع شد. خانواده بلافاصله پلیس را خبر کردند، جستوجو با سگهای موادیاب در هتل انجام شد — حتی به پشتبام هم سر زدند — اما اثری از الیزا نبود.
ویدئویی که اینترنت را تسخیر کرد
دو هفته بعد، پلیس آخرین تصاویر ثبتشده از الیزا را منتشر کرد: حدود چهار دقیقه از دوربین یکی از آسانسورهای هتل. در این ویدئو، الیزا وارد آسانسور میشود، چند دکمه را پشت سر هم فشار میدهد، اما در بسته نمیشود. بیرون را میپاید، در گوشه کابین پنهان میشود، به راهرو میرود و برمیگردد، و در لحظاتی به نظر میرسد با کسی — یا چیزی — خارج از کادر حرف میزند و دستهایش را به شکل عجیبی حرکت میدهد. بعد از رفتنش، در آسانسور بهطور عادی باز و بسته میشود.
اینترنت منفجر شد. میلیونها نفر ویدئو را قاب به قاب تحلیل کردند: از فرضیه تعقیب توسط یک مزاحم، تا دستکاری تایمکد ویدئو توسط پلیس، تا «بازی آسانسور» — آیین شهری ادعایی برای سفر به دنیای دیگر. نام هتل سیسیل (که تاریخش را در مقاله تاریخچه تاریک هتل سیسیل نوشتهایم) بنزینی بود روی این آتش.
کشف در مخزن آب

فضای داخلی هتل سیسیل، ۲۰۱۶ — vagueonthehow / Wikimedia Commons (CC BY)
نوزده روز بعد از ناپدید شدن، مهمانان هتل از فشار کم و طعم و رنگ عجیب آب شکایت کردند. یکی از کارکنان برای بررسی به پشتبام رفت و داخل یکی از مخزنهای آب، جسد الیزا را پیدا کرد.
این کشف، پرونده را از «گمشده مرموز» به «مرگ غیرقابل توضیح» تبدیل کرد و سؤالها را چند برابر: الیزا چطور به پشتبامی رسیده که درِ آن آژیر داشت؟ چطور از نردبان مخزن بالا رفته؟ و درپوش مخزن — که یکی از نقاط اختلاف روایتهاست — باز بود یا بسته؟

لابی هتل سیسیل (Stay on Main)، ۲۰۱۶ — vagueonthehow / Wikimedia Commons (CC BY)
گزارش رسمی چه میگوید؟
اداره پزشکی قانونی لسآنجلس پس از ماهها بررسی اعلام کرد: علت مرگ، غرقشدگی اتفاقی بوده و اختلال دوقطبی بهعنوان عامل مؤثر ثبت شد. مهمترین یافتههای گزارش کالبدشکافی:
- هیچ نشانهای از ضربه مرگبار، درگیری یا تعرض ثبت نشد.
- آزمایش سمشناسی، مواد مخدر تفریحی یا الکل قابل توجه نشان نداد.
- بررسی داروهای الیزا نشان داد داروهای تثبیتکننده خلق را به میزان تجویزشده مصرف نمیکرده است.
کنار هم گذاشتن اینها با سابقه بستری او، توضیح اصلی پرونده را میسازد: الیزا در آن روزها وارد یک دوره روانپریشی شده بود — حالتی که در آن فرد واقعاً باور میکند در خطر است و از تهدیدی نادیدنی فرار میکند. رفتار «عجیب» در آسانسور، با علائم شناختهشده این حالت همخوانی دارد؛ و فرار به بالاترین و دورترین نقطه ساختمان — پشتبام و مخزن — در همین چارچوب قابل فهم میشود.
چیزهایی که هنوز بحثبرانگیزند
صادق باشیم: توضیح رسمی هم همه جزئیات را نمیبندد و در پادکست جنایی لاگدیو همین ابهامها را با دقت جدا کردهایم:
- دسترسی به پشتبام: روایتهای متناقضی درباره آژیر در و راههای جایگزین (پله فرار، نردبانها) وجود دارد؛ هرچند مستند شده که رسیدن به پشتبام بدون کلید ممکن بوده است.
- ویدئوی منتشرشده: نشانههایی از کند شدن و حذف بخشهایی از تایمکد دارد؛ پلیس گفته برای محافظت از تحقیق چنین کرده، اما همین موضوع نظریهپردازان را قانع نکرده است.
- همزمانیهای عجیب: از شباهت ماجرا به فیلم ترسناک «آب تیره» (Dark Water) تا این واقعیت که یکی از آزمایشهای تشخیص سل — که همان زمان در محله شیوع داشت — «LAM-ELISA» نام دارد. تصادفهایی واقعی، اما فقط تصادف.
انسانی پشت افسانه
الیزا لم شخصیت یک داستان ترسناک نیست. دختری واقعی بود که با بیماریاش شجاعانه و علنی کنار میآمد و در وبلاگش برای غریبهها امید مینوشت. عطش اینترنت برای ساختن معمای ماورایی، سوگ خانواده او را به محتوای سرگرمی تبدیل کرد — و این شاید مهمترین درس پرونده باشد.
در لاگ ۳ لاگدیو، این پرونده را از زاویه پزشکی قانونی، روانشناسی و تحلیل منطقی بازخوانی کردهایم؛ با همان رویکردی که از یک پادکست معمایی مستند انتظار میرود: اول شواهد، بعد قضاوت. اگر به تاریخ محل حادثه علاقه دارید، مقاله قاتلان سریالی هتل سیسیل را هم بخوانید.