وقتی درباره شهرت تاریک هتل سیسیل حرف می‌زنیم، بخشی از آن افسانه و بزرگ‌نمایی اینترنتی است — اما بخشی هم مستند و واقعی است. دو نفر از شناخته‌شده‌ترین قاتلان سریالی تاریخ، در دوره‌های اوج جنایت‌هایشان، مهمان همین هتل بوده‌اند. این مقاله سراغ همان بخش مستند می‌رود؛ با همان معیاری که در پادکست جنایی لاگدیو داریم: فقط چیزهایی که سند دارند.

پیش‌زمینه کامل هتل را در مقاله تاریخچه تاریک هتل سیسیل بخوانید؛ روایت صوتی پرونده اصلی هتل هم در لاگ ۳ لاگدیو در دسترس است.

ریچارد رامیرز؛ «شکارچی شب» در طبقات بالا

عکس پلیس ریچارد رامیرز معروف به شکارچی شب، دسامبر ۱۹۸۴

عکس پلیس LAPD از ریچارد رامیرز، ۱۲ دسامبر ۱۹۸۴ — دامنه عمومی، Wikimedia Commons

بین سال‌های ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۵، لس‌آنجلس در وحشت مطلق زندگی می‌کرد. مردی شب‌ها وارد خانه‌ها می‌شد و ساکنان را بی‌هیچ الگوی مشخصی — پیر و جوان، زن و مرد — به قتل می‌رساند. رسانه‌ها او را «شکارچی شب» (Night Stalker) نامیدند. او در نهایت به ۱۳ فقره قتل، و ده‌ها فقره تجاوز و سرقت محکوم شد.

آن مرد ریچارد رامیرز بود؛ و در بخشی از همان دوره، ساکن طبقات بالای هتل سیسیل — اتاقی که شبی حدود ۱۴ دلار هزینه داشت. طبق روایت‌های ثبت‌شده از کارکنان و پژوهشگران پرونده:

  • رامیرز عمداً هتلی را انتخاب کرده بود که در آن هیچ‌کس سؤال نمی‌پرسید؛ محیط پرآشوب اسکید رو بهترین استتار ممکن بود.
  • گفته می‌شود او پس از برخی جنایت‌ها، لباس‌های خون‌آلودش را در سطل‌های زباله پشت هتل می‌انداخت و از در پشتی وارد می‌شد — ادعایی که در مستندها تکرار شده، هرچند جزئیاتش قابل راستی‌آزمایی مستقل نیست.
  • در محله‌ای که ظاهر آشفته امری عادی بود، رفت‌وآمد شبانه او توجه هیچ‌کس را جلب نمی‌کرد.

رامیرز در اوت ۱۹۸۵، بعد از شناسایی چهره‌اش، به دست مردم در شرق لس‌آنجلس دستگیر شد — یکی از معدود مواردی که یک قاتل سریالی را «مردم عادی» گرفتند. او به اعدام محکوم شد و در سال ۲۰۱۳ — از قضا همان سال پرونده الیزا لم — در زندان بر اثر بیماری درگذشت.

جک اونترویگر؛ قاتلی که «اصلاح‌شده» می‌نامیدندش

برگه تبلیغاتی مجله ادبی که جک اونترویگر در زندان منتشر کرد، ۱۹۸۶

برگه تبلیغاتی مجله ادبی Wortbrücke که اونترویگر در زندان منتشر کرد، ۱۹۸۶ — Wikimedia Commons

داستان نفر دوم اگر در فیلمی روایت می‌شد، می‌گفتید اغراق است. جک اونترویگر نویسنده اتریشی بود که در دهه ۷۰ به جرم قتل یک زن جوان به حبس ابد محکوم شد. در زندان نوشتن آموخت، کتاب خاطراتش پرفروش شد و روشنفکران اتریش — که او را نماد «اصلاح از طریق ادبیات» می‌دانستند — برای آزادی‌اش کارزار راه انداختند. سال ۱۹۹۰ آزاد شد و به چهره تلویزیونی محبوبی تبدیل شد.

فقط چند ماه بعد، زنان کارگر جنسی در وین یکی‌یکی به قتل رسیدند — با همان روش خفگی. و در سال ۱۹۹۱، یک مجله اتریشی اونترویگر را به‌عنوان خبرنگار به لس‌آنجلس فرستاد تا درباره جرائم این شهر گزارش بنویسد. او برای اقامت، هتل سیسیل را انتخاب کرد؛ به ادعای خودش برای «حس کردن فضای واقعی جرم» — و به گمان پژوهشگران، شاید به‌خاطر سایه ریچارد رامیرز، که اونترویگر شیفته پرونده‌اش بود.

در همان دوره اقامت، سه زن کارگر جنسی در لس‌آنجلس به قتل رسیدند؛ با امضای یکسان: خفه‌شده با بند لباس زیر خودشان، با گره‌ای غیرمعمول و یکسان. اونترویگر حتی همراه پلیس لس‌آنجلس به گشت‌های شبانه رفته و درباره همان مناطقی گزارش نوشته بود که قربانیان از آن‌جا ناپدید شدند.

پلیس اتریش و FBI در نهایت الگوها را کنار هم گذاشتند: ۱۱ قتل در سه کشور به او نسبت داده شد. اونترویگر در ۱۹۹۴ به ۹ فقره قتل محکوم شد و همان شب اول در سلولش خودکشی کرد — با همان نوع گره‌ای که امضای جنایت‌هایش بود.

هتل مقصر بود یا جغرافیا؟

نمای خیابانی اطراف هتل سیسیل در مرکز لس‌آنجلس

نمای خیابانی اطراف هتل سیسیل — Wikimedia Commons

جذاب‌ترین سؤال برای ما این نیست که «چرا سیسیل نفرین شده»، بلکه این است: چه چیزی یک مکان را برای شکارچی‌ها امن می‌کند؟ پاسخ در هر دو پرونده مشترک است:

  • گمنامی مطلق: هتلی ارزان با صدها اتاق و مهمانانی که کسی سراغشان را نمی‌گیرد.
  • محله‌ای که پلیس و جامعه به آن کم‌توجه بودند؛ جایی که قربانیان «کم‌صدا» انتخاب می‌شدند.
  • چرخه فقر و آشفتگی که هر رفتار عجیبی را عادی جلوه می‌داد.

سیسیل ارواح ندارد؛ نقطه کور دارد. و قاتلان سریالی، متخصص پیدا کردن نقاط کور جامعه‌اند.

این نگاه — جدا کردن واقعیت جرم‌شناختی از افسانه ماورایی — همان کاری است که در لاگ ۳: هتل جهنمی سیسیل با پرونده الیزا لم کرده‌ایم؛ پرونده‌ای که تحلیل کاملش را در مقاله پرونده الیزا لم هم می‌توانید بخوانید.

اگر پرونده‌های واقعی با روایت مستند را دوست دارید، پادکست معمایی لاگدیو را دنبال کنید — همه اپیزودها در آرشیو رایگان در دسترس‌اند.