پشت هر پرونده معمایی، آدمهای واقعی ایستادهاند؛ با برنامهها، شوخیها و آیندهای که هرگز نیامد. گروه دیاتلوف نه یک «گروه گمنام قربانیان»، بلکه جمعی از بااستعدادترین دانشجویان و مهندسان جوان اورال بود. در این مقاله با تکتک اعضا آشنا میشویم و مسیر سفر را روز به روز دنبال میکنیم — همان کاری که در پادکست جنایی لاگدیو با اسناد پرونده انجام دادیم.
روایت کامل ماجرا را میتوانید در لاگ ۱: پروندهی کوهستان مرده بشنوید.
اعضای گروه

عکس اعضای گروه روی سنگ مزار مشترک — Wikimedia Commons (CC BY-SA)
- ایگور دیاتلوف (۲۳ ساله) — سرپرست گروه و دانشجوی مهندسی رادیو. کوهنوردی باتجربه که پیشتر چند سفر سخت زمستانی را با موفقیت رهبری کرده بود و حتی رادیوی دستساز خودش را در سفرها میبرد. گذرگاه محل حادثه امروز به نام او خوانده میشود.
- زینایدا کولموگوروا (۲۲ ساله) — دانشجوی مهندسی رادیو و از پرانرژیترین اعضای گروه. جسدش در مسیر بازگشت به سمت چادر پیدا شد؛ او تا آخرین توان برای رسیدن به سرپناه جنگیده بود.
- لودمیلا دوبینینا (۲۰ ساله) — دانشجوی مهندسی اقتصاد و عکاس گروه. جوانترین عضو، که در سفری قبلی نیز از زخم گلوله یک شکارچی جان سالم به در برده بود. جراحتهای او شدیدترین در میان همه اجساد بود.
- الکساندر کولواتوف (۲۴ ساله) — دانشجوی فیزیک هستهای که پیش از دانشگاه در یک مؤسسه محرمانه در مسکو کار کرده بود؛ همین سابقه بعدها به نظریههای نظامی پرونده دامن زد.
- روستم اسلوبودین (۲۳ ساله) — مهندس مکانیک، ورزشکار و ماندولیننواز گروه. روی جمجمه او ترکی ثبت شد که هنوز محل بحث است.
- یوری کریوونیشچنکو (۲۳ ساله) — مهندس ساختمان که در مجتمع هستهای مایاک کار کرده بود؛ یکی از دو جسدی که زیر درخت سدر و کنار آتش پیدا شد.
- یوری دوروشنکو (۲۱ ساله) — دانشجوی مهندسی، همقطار کریوونیشچنکو زیر درخت سدر. زمانی با کولموگوروا رابطه عاطفی داشت و حضورش در این سفر نشانه رفاقت پایدار گروه بود.
- نیکلای تیبو-برینیول (۲۳ ساله) — مهندس عمران با اصالت فرانسوی؛ پدرش در دوران استالین در اردوگاه کار زندانی بود. آسیب جمجمه او از سنگینترین جراحتهای پرونده است.
- سیمون (الکساندر) زولوتاریوف (۳۸ ساله) — مسنترین و مرموزترین عضو؛ مربی کوهنوردی و کهنهسرباز جنگ جهانی دوم که در آخرین لحظه به گروه اضافه شد. خالکوبیها و سوابق نظامیاش، او را به سوژه اصلی نظریهپردازان تبدیل کرده است.
و تنها بازمانده: یوری یودین
یوری یودین (۲۱ ساله) بهخاطر بیماری، در روستای «سورد کوچک» از گروه جدا شد و برگشت. همین درد مفاصل، جانش را نجات داد. یودین تا پایان عمرش (۲۰۱۳) درگیر این پرونده ماند و بارها گفت هرگز توضیح رسمی را باور نکرده است. طبق وصیتش، او را کنار دوستانش در یکاترینبورگ به خاک سپردند.
تایملاین کامل سفر و حادثه
- ۲۳ ژانویه ۱۹۵۹ — حرکت گروه دهمنفره با قطار از سوردلوفسک.
- ۲۵ ژانویه — رسیدن به شهر ایودل و ادامه مسیر با کامیون به سمت ویژای، آخرین سکونتگاه مسیر.
- ۲۷ ژانویه — آغاز حرکت با اسکی به سمت کوهستان.
- ۲۸ ژانویه — بازگشت یوری یودین به دلیل بیماری؛ گروه ۹ نفره ادامه میدهد.
- ۳۱ ژانویه — رسیدن به لبه ارتفاعات و انبار کردن بخشی از آذوقه برای مسیر برگشت.
- ۱ فوریه — برپایی چادر روی دامنه خولات سیاخل در هوای رو به وخامت. آخرین عکسها و یادداشتها متعلق به همین عصر است.
- شب ۱ به ۲ فوریه — حادثه. چادر از داخل شکافته میشود و ۹ نفر بدون تجهیزات کافی به سمت خط جنگل میروند. (چرایی این تصمیم را در مقاله نظریههای حادثه دیاتلوف بررسی کردهایم.)
- ۱۲ فوریه — موعد تلگراف دیاتلوف از ویژای؛ تلگرافی که هرگز ارسال نشد.
- ۲۰ فوریه — آغاز رسمی عملیات جستوجو با فشار خانوادهها؛ داوطلبان دانشگاه، پلیس و ارتش وارد عمل میشوند.
- ۲۶ فوریه — کشف چادر شکافته روی دامنه.
- ۲۷ فوریه — کشف اجساد دوروشنکو و کریوونیشچنکو زیر درخت سدر؛ سپس دیاتلوف و کولموگوروا در مسیر چادر.
- ۵ مارس — پیدا شدن جسد اسلوبودین زیر برف.
- ۴ مه — کشف چهار جسد آخر (دوبینینا، زولوتاریوف، کولواتوف، تیبو-برینیول) در درهای زیر چهار متر برف، با جراحتهای سنگین داخلی.
- ۲۸ مه ۱۹۵۹ — بسته شدن پرونده با عبارت مبهم «نیروی طبیعی قهری ناشناخته».
چرا شناختن قربانیان مهم است؟
وقتی پروندهای به افسانه اینترنتی تبدیل میشود، اولین چیزی که فراموش میشود خود آدمها هستند. رویکرد ما در پادکست معمایی لاگدیو این است که قربانیان را از پسزمینه داستان بیرون بیاوریم: این ۹ نفر مهندسان و دانشجویانی بودند که کشورشان برای بازسازی بعد از جنگ به آنها امید بسته بود.
اگر تازه با این پرونده آشنا شدهاید، از روایت کامل حادثه گذرگاه دیاتلوف شروع کنید و بعد سراغ اپیزود کامل بروید. پروندههای دیگر لاگدیو را هم میتوانید در آرشیو اپیزودها پیدا کنید.