هفتاد و چهار سال بعد از پیدا شدن جسدی بی‌نام در ساحل سمرتون، یک تار موی گیرکرده در ماسک گچی، کاری را کرد که نسل‌ها کارآگاه از پسش برنیامده بودند: به مرد ناشناخته اسم داد. این مقاله داستان علمیِ پشت یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های تبارشناسی ژنتیکی است — و این‌که چرا هنوز نمی‌شود پرونده را کاملاً بسته دانست.

اگر ماجرا را از اول دنبال نکرده‌اید، از مرد سمرتون کیست؟ شروع کنید یا لاگ ۲ لاگدیو را بشنوید.

سرنخی که در گچ جا مانده بود

ماسک گچی ساخته‌شده از چهره مرد سمرتون؛ منبع تار موی بدون ریشه برای آزمایش DNA

ماسک گچی مرد سمرتون — Wikimedia Commons

سال ۱۹۴۹، پیش از دفن مرد، پلیس از سر و شانه‌های او ماسک گچی ساخت تا اگر روزی کسی سراغش را گرفت، چهره‌ای برای نشان دادن باشد. کسی فکرش را نمی‌کرد مهم‌ترین کارکرد این ماسک ۷۰ سال بعد معلوم شود: چند تار موی مرد هنگام قالب‌گیری داخل گچ گیر کرده و همان‌جا مانده بود.

پروفسور درک ابوت — استاد دانشگاه آدلاید که از دهه ۲۰۰۰ روی پرونده کار می‌کرد — موفق شد از این ماسک نمونه مو بردارد. اما یک مشکل بزرگ وجود داشت: موها ریشه نداشتند و DNA قابل استفاده در ساقه مو بسیار کم و تخریب‌شده است. سال‌ها تلاش آزمایشگاه‌های مختلف به جایی نرسید، تا این‌که شرکت Astrea Forensics در کالیفرنیا — متخصص DNAهای باستانی و تخریب‌شده — توانست از یک تار موی بدون ریشه، ژنوم قابل تحلیل استخراج کند.

تبارشناسی ژنتیکی؛ کارآگاهی با شجره‌نامه

اینجا نفر دوم تیم وارد می‌شود: کالین فیتزپاتریک، پیشگام رشته‌ای به نام تبارشناسی ژنتیکی تحقیقی (Investigative Genetic Genealogy) — همان روشی که پرونده قاتل گلدن استیت را هم حل کرد. روش کار به زبان ساده:

  1. پروفایل DNA مرد سمرتون در پایگاه‌های عمومی تبارشناسی (مثل GEDmatch) جست‌وجو شد تا خویشاوندان دور پیدا شوند.
  2. از هر خویشاوند، شجره‌نامه‌ای رو به عقب ساخته شد — تا جد مشترک.
  3. شجره‌نامه‌ها رو به جلو گسترش یافتند؛ درختی که در نهایت بیش از چهار هزار نفر را در بر گرفت.
  4. شاخه‌ها یکی‌یکی حذف شدند تا فقط کسی بماند که با همه شواهد بخواند: مردی که در زمان درست، در مکان درست، ناپدید شده باشد.

ژوئیه ۲۰۲۲، ابوت و فیتزپاتریک نتیجه را اعلام کردند: مرد سمرتون به احتمال قریب به یقین کارل چارلز وب است؛ متولد ۱۹۰۵ در حومه ملبورن، مهندس برق و سازنده ابزار دقیق.

کارل وب که بود؟

سنگ قبر مرد ناشناس سمرتون در گورستان وست‌ترس آدلاید

قبر مرد ناشناس سمرتون — Wikimedia Commons

تصویری که از اسناد به‌جامانده ساخته می‌شود، با افسانه جاسوس بین‌المللی فاصله زیادی دارد — و شاید همین، تلخ‌ترین بخش داستان باشد:

  • کارل وب کوچک‌ترین فرزند از شش فرزند یک خانواده اهل ملبورن بود.
  • به شعر علاقه داشت، شرط‌بندی روی اسب‌دوانی را دوست داشت و به گفته اسناد طلاق، مردی درون‌گرا و افسرده‌حال بود.
  • همسرش دوروتی رابرتسون او را ترک کرده و به جنوب استرالیا — یعنی همان ایالت آدلاید — نقل مکان کرده بود.
  • محتمل‌ترین سناریو: وب در پی یافتن همسر سابقش به آدلاید سفر کرده است.

اگر این روایت درست باشد، «تمام شد» — که داستانش را در مقاله رمز «تمام شد» و رباعیات خیام گفته‌ایم — نه پیام یک شبکه جاسوسی، که یادداشت خداحافظی مردی شکسته بوده است. حتی علاقه‌اش به شعر، حضور رباعیات خیام را توضیح می‌دهد. و آن ماهیچه‌های «بالرینی» ساق پا؟ خانواده وب سابقه ورزش و رقص داشتند.

چرا پرونده هنوز کاملاً بسته نیست؟

نکته مهمی که در پادکست جنایی لاگدیو همیشه روی آن تأکید می‌کنیم، مرز بین «یافته پژوهشی» و «تأیید رسمی» است:

  • شناسایی کارل وب، یافته تیم ابوت و فیتزپاتریک است و پلیس استرالیای جنوبی آزمایش‌های DNA مستقل خودش را روی بقایای نبش‌قبرشده (۲۰۲۱) انجام داده است.
  • تا زمان انتشار اپیزود ما، کرونر (پزشک قانونی قضایی) استرالیای جنوبی هنوز تأیید نهایی و رسمی را اعلام نکرده و گزارش پلیس در انتظار بررسی اوست.
  • حتی با تأیید هویت، سؤال‌های بزرگ باز می‌مانند: کارل وب چطور مرد؟ سم بود یا بیماری؟ کد پشت کتاب چه معنایی داشت؟ و جسیکا تامسون واقعاً او را نمی‌شناخت؟

علم توانست به مرد سمرتون نام بدهد؛ اما هنوز نتوانسته داستان آخرین روز او را کامل روایت کند. شاید زیبایی این پرونده در همین است — و دلیل این‌که بعد از ۷۰ سال هنوز درباره‌اش پادکست معمایی ساخته می‌شود.

روایت کامل، از ساحل تا آزمایشگاه، در لاگ ۲: پرونده سمرتون ۱۹۴۸ منتظر شماست. پرونده‌های دیگر را هم در آرشیو اپیزودها ببینید.